أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
206
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
در اثناى ره كرده طرح شكار * در و دشت ره گشته ميدان كار به خواب عدم رفته نزديك و دور * ز تيغ و ز تيرش وحوش و طيور نه انسان برون رفته ز احكام او * نه ديوونه دد رسته از دام او سليمانصفت خسرو نامدار * ظفر در يمين نصرت اندر يسار گهى كرده منزل دمى كرده عزم * گه انديشهء صيد و گه فكر بزم به مهميز آتشصفت صبح و شام * سمند سمندرصفت تيزگام گه پويه برق و دم شيهه رعد * تهى خاطر از دورى قبل و بعد [ 260 ] همى رفت تا مهر اقبال شاه * به كاشان علم زد صباح پگاه در و بام آن جنّت بىقصور * منوّر شد از سرّ اللّه نور ز اقبال شاهنشه نامدار * شد آن شهر ثانى دار القرار الهى به آن ذات عالىسرشت * كه خلقش دهد بوى باغ بهشت كه اين نوگل گلشن سرورى * كه خُويش دهد بوى جانپرورى چنان عطرسا باد در باغ دهر * كه يابند ازو ملّت و ملك بهر ز تغيير دور حوادثپسند * مصون باد اقبالش از هر گزند گفتار در آرايش خطهء كاشان به قدوم عساكر فرخندهمآثر شاهى و آسايش مردم آن عرصهء جنّتنشان در سايهء معدلتگسترى و عدالتپناهى مهچهء رايت جهانافروز سرافراز چون در ظلّ آفتاب عنايت كارساز بىانباز از حدود شيراز مراجعت كرده سايهء اجلال و اعزاز بر سر ساكنان كاشان انداخت و آن شهر بديع الاركان را رشك بهشت جاودان ساخت ، اهالى و موالى آن ديار شكر « الْحَمْدُ لِلَّهِ